محمد حسينى همدانى نجفى
7
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و صرف غذا به صورت عضو و جزء بدن گشته و پس از اندك زمانى خارج خواهد شد و آنچه از ذرات زمين و عالم طبع جزء بدن فردى از انسان است كه در آستانه مرگ درآمده باشد جزئى است كه بطور ثابت بايد بعالم برزخ و قيامت رهسپار گردد همان بدنى است كه در قبر نهاده مىشود ذخيرهاى است كه پس از پيمودن عالم برزخ بر همين اجزاء به صورت اجزاء بدن سابق انسانى بتناسب همان نشئه خواهد درآمد و بصحنه قيامت قدم خواهند گذارد . از اين نظر ذرات عالم طبع بر اساس حركت و محكوم بتحول است اين جريان تا نفخه صور و سپس تا هنگام كه در آستانه قيامت درآيد همه اجزاء عالم و كرات بيكران متلاشى و نظام جهان گسيخته خواهد شد اين تلاشى و پراكندگى مانند پراكندگى برگها و گلها است كه به صورت ميوههاى شاداب خواهد در آمد و هم چنان كه ميوه شاداب محال است بطور قهقرى باز گردد و به صورت گل و انگور بهيئت غوره و يا رطب و خرما به صورت طلع و بسر درآيد محال است همچنين زمين بر حسب منطق كريمة يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ چون سير و حركات تكاملى آن پايان رسيده به صورت ديگرى كه كمال آنست خواهد درآمد . و صحنه پهناور قيامت بر حسب منطق آيه وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ داراى حيات ادراكى و شعورى خواهد شد و لا محاله مغاير و مباين با ذرات خاك عالم طبع است كه فاقد حس بوده و از خود بىخبر است . بالاخره از عالم بىخبرى خارج شده و بمرحله وجود ادراكى و شعورى وارد شده است و در اين گونه تحول و تكامل كه بر اجزاء و ذرات زمين رخ داده هرگز ذرات آن محكوم بتحول و نظام طبع نخواهد بود از نظر اينكه نظام عالم طبع و تحول مبدل و مغاير با نظام آخرت كه ثابت و برقرار است و هميشگى خواهد بود و ورود افراد بشر بصحنه قيامت با ابدان خود از مقوله حشر است و از مقوله تناسخ باطل نخواهد بود .